گستره اصلی شهر قدیم کرمان مانند سایر شهرهای قدیمی ایران در دیواری بلند محصور بوده است. حصاری که تا پایان دوره قاجار مطابق اسناد تاریخی و روایات موجود، شش دروازه را در کالبد خود میگنجانده است. در هیچ یک از مطالعاتی که تا کنون در این باب منتشر شده، عرصه شهر قدیم و آنچه که از گستره آن بر روی نقشه های شهری امروز ارائه شده است، راستی آزمایی نشده است. مغفول ماندن مجموعه ای منحصر به فرد از عکسهای به جا مانده از حصار و برخی مناظر شهر قاجاری کرمان نیز از جمله دیگر نواقص مطالعات پیشین است. در نتیجه، علاوه بر عدم دقت و اهتمام کافی در ارائه داده های تاریخی و معماری، همچنان، تردیدها و بعضا تناقضاتی در مکانیابی دقیق عرصه مذکور و روایات و تفسیرهای منتسب به آن وجود دارد. این پژوهش در پی آن است تا در وهله اول با اقامه شواهدی متقن و البته مغفول، امکان راستی آزمایی از داده های مزبور را فراهم کرده و با طرح این پرسش اساسی که؛ چه داده هایی از شهر قاجاری کرمان در نتیجه این راستی آزمایی، به طور دقیق و مستدل، مستند سازی و تایید میشوند، عرصه مذکور را تدقیق و روایات نادرست را تصحیح کند. در این مسیر، اسناد و تصاویر به جا مانده از شهر قدیم کرمان در خوانش با مستندات حاصل از مطالعات میدانی، در رویکردی توصیفی، تاریخی تحلیلی، روندی از یک تحقیق کیفی را محقق میسازد. مسیری که نتایج آن با تدقیق و مستند سازی عرصه و حصار قاجاری کرمان و تصحیح روایتی نادرست و متناقض از ماهیت و موقعیت یکی از دروازه های مهم شهر پدیدار میشود.